ارتباط بین سرمایه ی فکری و بهره وری نیروی انسانی با تأکید بر یادگیری سازمانی در میان کارمندان سازمان ورزش شهرداری تهران
پذیرفته شده برای پوستر XML
شناسه دیجیتال (DOI): 10.22089/10thconf.2017.652
نویسندگان
مدرس دانشگاه
چکیده
مقدمه: بی تردید قابلیت و شایستگی های ویژه کارکنان، به تحقق اهداف سازمان کمک می کند. از این رو، سازمان ها باید با استفاده از سرمایه ی فکری، قابلیت یادگیری سازمانی شان را افزایش دهند تا امکان بهبود بهره وری را فراهم کنند.
روش شناسی: پژوهش حاضر به روش توصیفی- همبستگی اجرا شده است و از نظر هدف، از نوع تحقیقات کاربردی است .جامعه ی آماری این پژوهش کلیه کارمندان سازمان ورزش شهرداری استان تهران می باشند که در زمان پژوهش، 140نفر براورد شدند.جامعه آماری کل شمار بوده و برای جمع آوری اطلاعات ازسه پرسشنامه ی استاندارد با طیف پنج عاملی لیکرت؛ پرسشنامه ی سرمایه ی فکری(بنتیس 2004) ، پرسشنامه ی یادگیری سازمانی (نمس2، 1997) و پرسشنامه ی بهره وری (هرسی و گلدسمیت، 1980) استفاده شده است.
یافته ها : با توجه به مدل، سرمایه ی ارتباطی بیشترین همبستگی (0/92) با سرمایه ی فکری دارد، اعتبار (قانونی بودن فعالیت ها، ادراک منصفانه بودن و نتیجه گرابودن) (0/78) بیشترین همبستگی را با بهره وری نیروی انسانی دارد و در نهایت ساختار(0/83) بیشترین همبستگی را با یادگیری سازمانی دارد. یافته های پژوهش بیانگر این است که سرمایه ی فکری تأثیر مثبت معنی داری بر بهره وری نیروی انسانی دارد. همچنین، نتایج بیان می کند اگر یادگیری سازمانی به عنوان متغیر میانجی درنظر گرفته شود، می تواند در رابطه ی بین سرمایه ی فکری و بهره وری نیروی انسانی تأثیر معناداری داشته باشد.
بحث و نتیجه گیری : بهره وری نیروی انسانی درصورتی بهبود می یابد که سازمان ها به سرمایه ی فکری خود ارزش دهند و موجب خلق ارزش از دارایی های نامشهود شوند. سازمانی در رقابت روزافزون پیروز می شود که یادگیرنده باشد و به جای کنارآمدن با معضلات و مشکلات پیش رو، سعی در حل آن ها و تفوق بر محیط داشته باشد.
کلیدواژه ها
موضوعات
 
Title
The relationship between intellectual capital and labor productivity among employees with an emphasis on organizational learning exercise Tehran Municipality
Authors
Mahsa Nemat Zedeh
Abstract
Introduction: Certainly the special competence of staff, to help achieve the organization's objectives. Hence, organizations must use the intellectual capital, organizational learning to increase their ability to provide the possibility to improve efficiency.
Methodology: General census to collect data three questionnaires with the whole five-factor Likert questionnaire of intellectual capital (Bontis 2004), Inventory organizational learning (NEMS 2, 1997) and inventory productivity are used (Hersey and Goldsmith, 1980).
Results: According to the model, relational capital has the highest correlation (92.0) with its intellectual capital, credit (the legality of the activities, perceptions of fairness and thus Grabvdn) (78.0) correlated with energy efficiency the structure of the human and (83.0) has the highest correlation with organizational learning. The findings suggest that intellectual capital is a significant effect on labor productivity. The results suggest that organizational learning as a mediator if considered, can be found in the relationship between intellectual capital and labor productivity have a significant impact.
Conclusion: If improved labor productivity that organizations of their intellectual capital to create value and the value of intangible assets. Increasing competition and organizational wins the learner instead of dealing with problems and difficulties ahead, trying to solve and overcome the environment.
Keywords
labor productivity, intellectual capital, organizational learning, employee exercise of Tehran Municipality