تأثیر موسیقی ریتمیک بر یادگیری الگوهای متقارن و نامتقارن تکالیف هماهنگی دودستی
پذیرفته شده برای پوستر XML
شناسه دیجیتال (DOI): 10.22089/10thconf.2017.658
نویسندگان
1دانشگاه شهید چمران اهواز
2استادیار دانشگاه شهید چمران
3مدرس دانشگاه شهید چمران اهواز
چکیده
مقدمه: هماهنگی دودستی نشان‌دهنده یک عمل منحصربه‌فرد از همکاری بین دو اندام است. تحقیقات نشان داده‌اند که برای هماهنگی حسی-حرکتی بدن یک محرک خارجی ریتمیک می‌تواند مؤثر باشد. که در این مورد با توجه به اینکه موسیقی می‌تواند ریتم حرکت را با محرک‌های حسی ریتمیک هماهنگ کند می‌توان از آن به‌عنوان یک محرک همراه، برای همگام‌سازی حرکات استفاده کرد.
روش‌شناسی: ابزار مورداستفاده شامل دستگاه هماهنگی دودستی محقق ساخته و دستگاه پخش‌کننده موسیقی بود. آزمودنی‌های پژوهش را دانشجویان راست‌دست پسر (تعداد 60 نفر) تشکیل دادند که هیچ‌گونه سابقه فعالیت موسیقیایی نداشتند. شرکت‌کنندگان در شش گروه 10 نفری در قالب سه آزمایش قرارگرفتند. ابتدا آزمودنی‌ها در مدت‌زمان 60 ثانیه و 100 ضرب مترونوم تکلیف هماهنگی‌دودستی مربوط به خود را در محیطی ساکت انجام ‌دادند. سپس تمرینات (باموسیقی و بدون‌موسیقی) در سه روز متوالی انجام‌شده و 48 ساعت بعد، آزمون یادداری به عمل آمد.
یافته ها: طبق نتایج به‌دست‌آمده از آزمایش اول و دوم، بین گروه‌های آزمایش و کنترل در مراحل اکتساب تفاوت معنی‌داری وجود داشت ولی در آزمایش سوم این تفاوت معنی‌دار نبود.
بحث و نتیجه‌گیری: به‌طورکلی، طبق تحقیقات فراوان انجام‌گرفته محققان دریافتند که انسان می‌تواند توالی ضرباهنگ را به‌طور منظم از مترونوم و سیگنال‌های موسیقی تشخیص دهد و همراه با آن‌ها در روش‌های مشابه حرکت کند و ضربه بزند. انسان در تولید حرکاتی که در آن‌ها اندام‌ها در تواترهای ترجیحی یا نسبت یکپارچه حرکت نمی‌کنند، بسیار مشکل دارد. از طرفی انسان تمایل دارد به‌راحتی ساختارهای موزون موسیقی را درک و پردازش کند و اغلب توسط پاسخ‌های زمانی خود‌به‌خودی برای پیش‌بینی ساختار زمانی و تعدیل خروجی حرکتی با ورودی‌های حسی به آن‌ها پاسخ می‌دهد. به نظر می‌رسد که موسیقی به دلیل اثرات وسیع بر تمایل به حرکت، توجه فرد را به برگزیده‌ترین ویژگی‌های تکلیف معطوف ساخته و یادگیری را بهتر می‌کند. همچنین هماهنگ‌سازی حرکات با موسیقی نسبت به یک توالی شنیداری کوتاه‌تر راحت‌تر صورت می‌گیرد و به نظر می‌رسد که برخی از جنبه‌های ساختاری موسیقی دارای یک تأثیر ارادی در زمان‌بندی دقیق حرکات هماهنگ باشند. در نتیجه تجربه موسیقیایی می‌تواند اثر قابل‌توجهی در ثبات و دقت هماهنگی دست‌ها داشته باشد و این موضوع منجر به جفت‌شدگی قوی‌تر و وابستگی بیشتر حرکت دودست در اثر تمرین همراه با موسیقی شود. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، به مربیان، معلمان و درمانگران توصیه می‌شود با توجه به نوع فعالیت یا تکلیف از موسیقی برای همراهی و همگامی با آن جهت افزایش راندمان کاری استفاده کنند.
کلیدواژه ها
موضوعات
 
Title
The effect of rhythmic music on learning symmetrical and asymmetrical patterns of tasks of bimanual coordination
Authors
Bahman Hoseinzade, Seyede Nahid Shetab Bushehri, Mohammadreza Doustan
Abstract
Introduction: Bimanual coordination represents a unique example of collaboration between two interconnected. Research has shown that for sensory-motor coordination body, an external stimulus rhythmic can be important (2) and given that the music can coordinate rhythm of move with the rhythmic sensory stimulus, capable use it as a stimulant, to synchronize of the body movements.
Methodology: The instrument used in this study included bimanual coordination device and Mp3 player. The subjects of the research were right-handed male students (n=60) who had no experience musicianship that were grouped into 6 groups of 10 that in three experiments were conducted. First, subjects in duration of 60 seconds and 100 tempo were doing bimanual coordination task has its own in quiet environment. Then training in three consecutive days was done (by music & without music) and retention test was performed 48 hours later.
Results: According to the results of the first and second experiment, was statistically significant between experimental and control groups in the inception but this difference was not statistically significant in the third experiment
Discussion: In general, according to many studies conducted, researchers found that humans can detect sequence of beat of the metronome and music signals regularly and move along with them in the same way and strike (2). Humans is very difficult to do their movements that the limbs do not moves towards integration on the preferred frequencies (4). On the other hand, one tends to easily understand music rhythmical structures and process and often respond them by spontaneous response time to predict the temporal structure and adjust motor output to sensory input (2). Seems that the music because of the vast effects on the propensity to move, individual attention focused to the Favorite features of the task and better learning (3). As well as Synchronizing movements with the music compared to an audio sequence shorter is better and seems that some of structural aspects of music has a Voluntary impact on precise timing coordinated movements (2). Consequently musical experience can have a significant effect on the stability and precision hands coordination and this led will be to the more strong-coupling and more dependent of movement hands due to training accompanied by music. According to the results of this research, recommend to coaches, teachers and therapists that according to type of activity or task, use of the music in tandem with the move to increase workflow efficiency.
Keywords
Bimanual coordination, Music, Asymmetrical Patterns, Spatiotemporal Tasks